یادگیری سطحی:در این یادگیری حفظ کردن مفاهیم و قواعد اغلب بدون توجه یا با توجه به معنای مفاهیم ومضامین وقواعد صورت می گیرد همچنین تلاش دانش اموزان متمرکز بر یادگیری محتوا و مواد درسی از پیش تعیین شده برای پاسخ دادن به امتحانات است.

اظطراب، تهدید و پرداختن به انگیزه های کاذب بیرونی به عنوان زمینه انگیزش منفی موجبات یادگیری سطحی را فراهم می اورد.

  یادگیری عمقی:تلاش فراگیران برای ارائه ی بحث های علمی و یا تهیه ی گزارش های تحلیلی، درگیر کردن فعال خود در فرایند های شناختی، فرا شناختی،طراحی، مدیریت و تعمق، تجزیه و تحلیل موضوع، پرداختن به مفهوم سازی و معنی سازی،مسئله ی اصلی یافتن ارتباط بین اجزا و وظایف انها، اندیشیدن و یافتن ایده های نو، استفاده از روش های سمیناری در تدریس، گروه بندی فراگیران و ایجاد فرصت سوال برای طرح ابهامات، فراهم کردن زمینه برای مباحثه ومذاکره،ارائه و دریافت بازخورد یادگیرندگان از همدیگر

 آیا درمدارس ما رویکرد یادگیری-یاددهی سطحی است یا عمقی؟

یادگیری سطحی، چون در مدارس صرفا به حد نصاب نمره قبولی بسنده می کنند و کاری به کاربرد آن مطالب در زندگی و جاهای دیگر ندارند به همین دلیل انگیزه ای برای کار و صرف زمان زیاد تر و تفکر بیشتر برای آن مسائل وجود ندارد به عبارت بهتر، فرد خود را با دیگری مقایسه می کند و وقتی می بیند که بین او و هم نوعانش هیچ تفاوتی لحاظ نشده است بنابراین، به خود می گوید که چرا باید این چنین عمل نماید. به مرور زمان حتی به حدی می رسد که به درستی کار خود نیز شک می کند و پیرو سایر می شود. نتیجه ی این عمل نادرست می تواند بیکاری، کمبود اعتماد به نفس و .... باشد .